پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۵

می‌شد سر زلف در زمین کش

چون شرح دهم تو را که آن خوش

از تیزی و تازگی که او بود

گویی همه آب بود و آتش

پر کرده ز چشم نرگسینش

از تیر جفا هزار ترکش

زیرِ قدمش ، هزار مشتاق

از مردم دیده کرده مفرش

جان همه کاملان ز زلفش

همچون سر زلف او مشوش

روی همه عاشقان ز عشقش

از خون جگر شده منقش

گل چهره و گل فشان و گل بوی

مه طلعت و مه جبین و مهوش

صد تشنه ز خون دیده سیراب

از دشنهٔ چشم آن پریوش

گه دل گه جان خروش می‌کرد

کای غالیه زلف زلف برکش

عطار ز زلف دلکش او

تا حشر فتاده در کشاکش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۷ترسا بچهٔ شکر لبم دوش
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۸مست شدم تا به خرابات دوش
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۹دلی کامد ز عشق دوست در جوش
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۰ای دل ز جفای یار مندیش
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۱دلا در سر عشق از سر میندیش
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۲هر که هست اندر پی بهبود خویش
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۳ای از همه بیش و از همه پیش
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۴هر روز که جلوه می‌کند رویش
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.