پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۴

ای ز عشقت این دل دیوانه خوش

جان و دردت هر دو در یک خانه خوش

گر وصال است از تو قسمم گر فراق

هست هر دو بر من دیوانه خوش

من چنان در عشق غرقم کز توام

هم غرامت هست و هم شکرانه خوش

دل بسی افسانهٔ وصل تو گفت

تا که شد در خواب ازین افسانه خوش

گر تو ای دل عاشقی پروانه‌وار

از سر جان درگذر مردانه خوش

نه که جان درباختن کار تو نیست

جان فشاندن هست از پروانه خوش

قرب سلطان جوی و پروانه مجوی

روستایی باشد از پروانه خوش

گر تو مرد آشنایی چون شوی

از شرابی همچو آن بیگانه خوش

هر که صد دریا ندارد حوصله

تا ابد گردد به یک پیمانه خوش

مرد این ره آن زمانی کز دو کون

مفلسی باشی درین ویرانه خوش

تو از آن مرغان مدان عطار را

کز دو عالم آیدش یک دانه خوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۶آخر ای صوفی مرقع پوش
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۷ترسا بچهٔ شکر لبم دوش
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۸مست شدم تا به خرابات دوش
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۹دلی کامد ز عشق دوست در جوش
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۰ای دل ز جفای یار مندیش
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۱دلا در سر عشق از سر میندیش
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۲هر که هست اندر پی بهبود خویش
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۳ای از همه بیش و از همه پیش
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.