پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۹

دلی کامد ز عشق دوست در جوش

بماند تا قیامت مست و مدهوش

ز بسیاری که یاد آرد ز معشوق

کند یکبارگی خود را فراموش

بر امّید وصال دوست هر دم

قدح‌ها زهر ناکامی کند نوش

برون آید ز جمع خودنمایان

بیندازد ردای و فوطه از دوش

اگر بی دوست یک دم زو برآید

شود در ماتم آن دم سیه‌پوش

فروماند زبان او ز گفتن

بماند تا ابد حیران و خاموش

درین اندیشه هرگز نیز دیگر

بننشیند دل عطار از جوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۱دلا در سر عشق از سر میندیش
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۲هر که هست اندر پی بهبود خویش
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۳ای از همه بیش و از همه پیش
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۴هر روز که جلوه می‌کند رویش
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۵ز دست رفت مرا بی تو روزگار دریغ
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۶ای لب تو نگین خاتم عشق
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۷خاصگان محرم سلطان عشق
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۸هر که دایم نیست ناپروای عشق
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.