پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۶

ای لب تو نگین خاتم عشق

روی تو آفتاب عالم عشق

تو ز عشاق فارغ و شب و روز

کار عشاق بی‌تو ماتم عشق

نتوان خورد بی‌تو آبی خوش

که حرام است بی‌تو جز غم عشق

تا ابد ختم کرد چهرهٔ تو

سلطنت در جهان خرم عشق

در صف دلبران به سرتیزی

سر هر مژهٔ تو رستم عشق

جان من چون به عشق تو زنده است

نیست ممکن گرفتنم کم عشق

نتواند نمود صد دم صور

رستخیزی چنان که یک دم عشق

پادشاهان کون دربانند

در سراپردهٔ معظم عشق

صد هزاران هزار قرن گذشت

کس نیامد هنوز محرم عشق

در دو عالم نشد مسلم کس

آنچه هر دم شود مسلم عشق

سرنگون شد اساس محکم عقل

در کمال اساس محکم عشق

جان آن را که زخم عشق رسید

خستگی بیش شد ز مرهم عشق

دل عطار چون گل نوروز

تازگی می‌دهد ز شبنم عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۸هر که دایم نیست ناپروای عشق
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۹عقل کجا پی برد، شیوهٔ سودای عشق؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۰ای عشق تو با وجود هم تنگ
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۱ای عقل گرفته از رخت فال
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۲صورت نبندد ای صنم، بی زلف تو آرام دل
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۳زهی در کوی عشقت مسکن دل
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۴ای زلف تو شبی خوش وانگه به روز حاصل
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۵عشق جانی داد و بستد والسلام
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.