پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۷

خاصگان محرم سلطان عشق

مست می‌آیند از ایوان عشق

جمله مست مست و جام می به دست

می‌خرامند از بر سلطان عشق

با دلی پر آتش و چشمی پر آب

غرقه اندر بحر بی‌پایان عشق

گوش بنهادند خلق هر دو کَون

منتظر تا کی رسد فرمان عشق

می‌ندانم هیچکس را در جهان

کاب صافی یافت از نیسان عشق

آب صافی عشق هم معشوق راست

زانکه عشق آن وی است او آن عشق

خیز ای عطّار و درد عشق جوی

زانکه درد عشق شد درمان عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۹عقل کجا پی برد، شیوهٔ سودای عشق؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۰ای عشق تو با وجود هم تنگ
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۱ای عقل گرفته از رخت فال
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۲صورت نبندد ای صنم، بی زلف تو آرام دل
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۳زهی در کوی عشقت مسکن دل
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۴ای زلف تو شبی خوش وانگه به روز حاصل
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۵عشق جانی داد و بستد والسلام
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۶صبح رخ از پرده نمود ای غلام
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.