پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۰

ای عشق تو با وجود هم تنگ

در راه تو کفر و دین به یک رنگ

بی روی تو کعبه‌ها خرابات

بی نام تو نامها همه ننگ

در عشق تو هر که نیست قلاش

دور است به صد هزار فرسنگ

قلاشان را درین ولایت

از دار همی کنند آونگ

عشقت به ترازوی قیامت

دو کُون نَسُفت ، نیم جُو سنگ

قرابهٔ ننگ و شیشهٔ نام

افتاد و شکست بر سر سنگ

زنار مغانه بر میان بند

وانگه به کلیسیا کن آهنگ

مردانه درآی کاندرین راه

نه بوی همی خرند و نه رنگ

راهی است دراز و عمر کوتاه

باری است گران و مرکبی لنگ

کلی ز سر وجود برخیز

افتاده مباش بر در تنگ

می‌دان به یقین که در دو عالم

در راه تو نیست جز تو خرسنگ

برخیز ز راه خود چو عطار

تا بازرهی ز صلح و از جنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۲صورت نبندد ای صنم، بی زلف تو آرام دل
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۳زهی در کوی عشقت مسکن دل
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۴ای زلف تو شبی خوش وانگه به روز حاصل
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۵عشق جانی داد و بستد والسلام
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۶صبح رخ از پرده نمود ای غلام
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۷گشت جهان همچو نگار ای غلام
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۸خورد بر شب صبحدم شام ای غلام
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۹صبح بر افراخت علم ای غلام
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.