پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۲

صورت نبندد ای صنم، بی زلف تو آرام دل

دل فتنه شد بر زلف تو، ای فتنهٔ ایام دل

ای جان من مولای تو، دل غرقهٔ دریای تو

دیری است تا سودای تو، بگرفت هفت اندام دل

تا جان به عشقت بنده شد، زین بندگی تابنده شد

تا دل ز نامت زنده شد، پر شد دو عالم نام دل

جانا دلم از چشم بد، نه هوش دارد نه خرد

تا از شراب عشق خود، پر باده کردی جام دل

پیغامت آمد از دلم، کای ماه حل کن مشکلم

کی خواهد آمد حاصلم، ای فارغ از پیغام دل

از رخ مه گردون تویی، وز لب می گلگون تویی

کام دل من چون تویی، هرگز نیابم کام دل

ای همگنان را همدمی، شادی من از تو غمی

عطار را در هر دمی، جانا تویی آرام دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۴ای زلف تو شبی خوش وانگه به روز حاصل
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۵عشق جانی داد و بستد والسلام
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۶صبح رخ از پرده نمود ای غلام
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۷گشت جهان همچو نگار ای غلام
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۸خورد بر شب صبحدم شام ای غلام
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۹صبح بر افراخت علم ای غلام
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۰صبح برانداخت نقاب ای غلام
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۱عاشق لعل شکربار توام
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.