پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۳

زهی در کوی عشقت مسکن دل

چه می‌خواهی ازین خون خوردن دل

چکیده خون دل بر دامن جان

گرفته جان پرخون دامن دل

از آن روزی که دل دیوانهٔ توست

به صد جان من شدم در شیون دل

منادی می‌کنند در شهر امروز

که خون عاشقان در گردن دل

چو رسوا کرد ما را درد عشقت

همی کوشم به رسوا کردن دل

چو عشقت آتشی در جان من زد

برآمد دود عشق از روزن دل

زهی خال و زهی روی چو ماهت

که دل هم دام جان هم ارزن دل

مکن جانا دل ما را نگه‌دار

که آسان است بر تو بردن دل

چو گل اندر هوای روی خوبت

به خون درمی‌کشم پیراهن دل

بیا جانا دل عطار کن شاد

که نزدیک است وقت رفتن دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۵عشق جانی داد و بستد والسلام
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۶صبح رخ از پرده نمود ای غلام
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۷گشت جهان همچو نگار ای غلام
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۸خورد بر شب صبحدم شام ای غلام
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۹صبح بر افراخت علم ای غلام
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۰صبح برانداخت نقاب ای غلام
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۱عاشق لعل شکربار توام
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۲شیفتهٔ حلقهٔ گوش توام
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.