پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۹

صبح بر افراخت علم ای غلام

رنجه کن از لطف قدم ای غلام

خیز که بشکفت گل و یاسمین

تا بنشینیم به هم ای غلام

باده خوریم و ز جهان بگذریم

زانکه جهان شد چو ارم ای غلام

بس که بریزد گل نازک ز باد

ما شده در خاک دژم ای غلام

زین گذران عمر چه نازیم ما

زندگیی ماند و دو دم ای غلام

پس چو چنین است یقین عمر خویش

چند گذاریم به غم ای غلام

این همه خود بگذرد و جان و دل

وا رهد از جور و ستم ای غلام

وقت درآمد که به پشتی تو

باز بر آریم شکم ای غلام

آب نجوییم ز خضر ای پسر

جام نخواهیم ز جم ای غلام

در نگر و خلق جهان را ببین

روی نهاده به عدم ای غلام

چون همه در معرض محو آمدند

محو شوی زود تو هم ای غلام

خود تو یقین دان که نیرزد ز مرگ

جمله جهان نیم درم ای غلام

عاقبت الامر چو مرگ است راه

عمر تو چه بیش و چه کم ای غلام

پس غم عطار درین وقت گل

دفع کن از می به کرم ای غلام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۱عاشق لعل شکربار توام
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۲شیفتهٔ حلقهٔ گوش توام
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۳خط مکش در وفا کزآن توام
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۴فتنهٔ زلف دلربای توام
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۵در خطت تا دل به جان در بسته‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۶تا دیده‌ام رخ تو کم جان گرفته‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۷از می عشق تو مست افتاده‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۸کار بر خود سخت مشکل کرده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.