پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۴

فتنهٔ زلف دلربای توام

تشنهٔ جام جانفزای توام

نیست چون زلف تو سر خویشم

گرچه چون زلف در قفای توام

جز هوای توام نمی‌سازد

زانکه پروردهٔ هوای توام

گر غباری است از منت زآن است

که من خسته خاک پای توام

تا کنارم ز اشک دریا شد

نیست کاری جز آشنای توام

چون به صد وجه تو بلای منی

من به صد درد مبتلای توام

از همه فارغم که در دو جهان

می نیاید به جز رضای توام

بس بود از دو عالم این ملکم

که تو آنی که من گدای توام

از وجود فرید سیر شدم

گمشده در عدم برای توام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۶تا دیده‌ام رخ تو کم جان گرفته‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۷از می عشق تو مست افتاده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۸کار بر خود سخت مشکل کرده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۹من شراب از ساغرِ جان خورده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۰بی دل و بی قراری مانده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۱بیشتر عمر چنان بوده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۲روی تو در حسن چنان دیده‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۳از بس که روز و شب غم بر غم کشیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.