پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۵

در خطت تا دل به جان در بسته‌ام

چون قلم زان خط میان در بسته‌ام

در تماشای خط سرسبز تو

چشم بگشاده فغان در بسته‌ام

نی که از خطت زبانم شد ز کار

زان چنین دایم زبان در بسته‌ام

تو چنین پسته دهان و من ز شوق

گرچه می‌سوزم دهان در بسته‌ام

آشکارا خون دل بگشاده‌ام

تا به زلفت دل نهان در بسته‌ام

پر گره دانست زلف تو که من

دل به زلفت هر زمان در بسته‌ام

چون جهان آرای دیدم روی تو

چشم از روی جهان در بسته‌ام

نیست در کار توام دلبستگی

زانکه در کار تو جان در بسته‌ام

گفته‌ای در بند با من تا به جان

این چه باشد بیش از آن در بسته‌ام

گر بسوزد همچو خاکستر دو کون

نگسلم از تو چنان در بسته‌ام

تا بلای ناگهان دیدم ز هجر

رخت رحلت ناگهان در بسته‌ام

هم دل از عطار فارغ کرده‌ام

هم در سود و زیان در بسته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۷از می عشق تو مست افتاده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۸کار بر خود سخت مشکل کرده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۹من شراب از ساغرِ جان خورده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۰بی دل و بی قراری مانده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۱بیشتر عمر چنان بوده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۲روی تو در حسن چنان دیده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۳از بس که روز و شب غم بر غم کشیده‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۴ای برده به آب‌روی آبم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.