پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۱

بیشتر عمر چنان بوده‌ام

کز نظر خویش نهان بوده‌ام

گه به مناجات به سر گشته‌ام

گه به خرابات دوان بوده‌ام

گاه ز جان سود بسی کرده‌ام

گاه ز تن عین زیان بوده‌ام

راستی آن است که از هیچ وجه

من نه درین و نه در آن بوده‌ام

من چکنم کان که چنان خواستند

گر بد و گر نیک چنان بوده‌ام

گرچه به خورشید مرا علم هست

طالب یک ذره عیان بوده‌ام

نی که خطا رفت چه علم و چه عین

دلشدهٔ سوخته‌جان بوده‌ام

گرچه سبکدل شده‌ام هم ز خود

بر دل خود سخت گران بوده‌ام

بحر جهان بس عجب آمد مرا

غرق تحیر ز جهان بوده‌ام

گرچه ز هر نوع سخن گفته‌ام

کوردلی گنگ زبان بوده‌ام

زآنچه که اصل است چو آگه نیم

پس همه پندار و گمان بوده‌ام

هیچ نمی‌دانم و در عمر خویش

منتظر یک همه دان بوده‌ام

چون همه دانی نتوان زد به تیر

لاجرم از غم چو کمان بوده‌ام

غرقهٔ خون شد ز تحیر فرید

زانکه بسی اشک‌فشان بوده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۳از بس که روز و شب غم بر غم کشیده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۴ای برده به آب‌روی آبم
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۵نه ز وصل تو نشان می‌یابم
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۶از عشق تو من به دیر بنشستم
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۷تو بلندی عظیم و من پستم
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۸درآمد دوش ترک نیم مستم
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۹ساقیا توبه شکستم، جرعه‌ای می ده به دستم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۰دی در صف اوباش زمانی بنشستم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.