پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۹

ساقیا توبه شکستم، جرعه‌ای می ده به دستم

من ز می ننگی ندارم، می‌پرستم می‌پرستم

سوختم از خوی خامان، بر شدم زین ناتمامان

ننگم است از ننگ نامان، توبه پیش بت شکستم

رفتم و توبه شکستم، وز همه عیبی برستم

با حریفان خوش نشستم، با رفیقان عهد بستم

من نه مرد ننگ و نامم، فارغ از انکار عامم

می فروشان را غلامم، چون کنم، چون می‌پرستم

دین و دل بر باد دادم، رخت جان بر در نهادم

از جهان بیرون فتادم، از خودی خود برستم

خرقه از تن برکشیدم، جام صافی در کشیدم

عقل را بر سر کشیدم، در صف رندان نشستم

خرقه را زنار کردم، خانه را خمار کردم

گوشهٔ در باز کردم، زان میان مردانه جستم

ساقیا باده فزون کن، تا منت گویم که چون کن

خیزم از مسجد برون کن، کز می دوشینه مستم

گر چو عطارم که آبم می‌برد از دیده خوابم

بس که از باده خرابم، نیستم واقف که هستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱مرا قلاش می‌خوانند، هستم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۲از می عشق تو چنان مستم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۳عزم عشق دلستانی داشتم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۴دوش چشم خود ز خون دریای گوهر یافتم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۵آنچه من در عشق جانان یافتم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۶دوش، چون گردون کنار خویش پر خون یافتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۷دوش درون صومعه، دیر مغانه یافتم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۸دوش دل را در بلایی یافتم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.