پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۲

از می عشق تو چنان مستم

که ندانم که نیست یا هستم

آتش عشق چون درآمد تنگ

من ز خود رستم و درو جستم

لاجرم هست نیستم، هیچم

لاجرم عاقلی نیم، مستم

چند گویم ز خود که در ره عشق

جرعه‌ای خوردم و ز خود رستم

ننگ من از من است بی من من

بر پریدم به دوست پیوستم

ساقیا درد درد در ده زود

که به یک درد توبه بشکستم

باز، خمخانه برگشادم در

باز، زنار بر میان بستم

هرچه کردم به عمرهای دراز

زان همه حسرت است در دستم

ترک عطار گفتم و بی او

دیده پر خون به گوشه بنشستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۴دوش چشم خود ز خون دریای گوهر یافتم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۵آنچه من در عشق جانان یافتم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۶دوش، چون گردون کنار خویش پر خون یافتم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۷دوش درون صومعه، دیر مغانه یافتم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۸دوش دل را در بلایی یافتم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۹یک غمت را هزار جان گفتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۰دریاب که رخت برنهادم
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۱بر درد تو دل از آن نهادم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.