پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۵

آنچه من در عشق جانان یافتم

کمترین چیزها جان یافتم

چون به پیدایی بدیدم روی دوست

صد هزاران راز پنهان یافتم

چون به مردم هم ز خویش و هم ز خلق

زندگی جان ز جانان یافتم

چون درافتادم به پندار بقا

در بقا خود را پریشان یافتم

چون فرو رفتم به دریای فنا

در فنا در فراوان یافتم

تا نپنداری که این دریای ژرف

نیست دشوار و من آسان یافتم

صد هزاران قطره خون از دل چکید

تا نشان قطره‌ای زآن یافتم

خود چه بحر است این که در عمری دراز

هرگزش نه سر نه پایان یافتم

شمع‌های عشق از سودای دوست

در دل عطار سوزان یافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۷دوش درون صومعه، دیر مغانه یافتم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۸دوش دل را در بلایی یافتم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۹یک غمت را هزار جان گفتم
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۰دریاب که رخت برنهادم
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۱بر درد تو دل از آن نهادم
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۲ای عشق تو پیشوای دردم
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۳منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۴تا روی تو قبلهٔ نظر کردم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.