پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۸

دوش دل را در بلایی یافتم

خانه چون ماتم سرایی یافتم

گفتم ای دل چیست حال آخر بگو

گفت بوی آشنایی یافتم

همچو گویی در خم چوگان عشق

خویش را نه سر نه پایی یافتم

خواستم تا دل نثار او کنم

زانکه جانم را سزایی یافتم

پیش از من جان بر او رفته بود

گرچه من بی‌جان بقایی یافتم

آن بقا از جان نبود از عشق بود

زانکه عشق جان فزایی یافتم

مردم چشم خودش خوانم از آنک

دایمش در دیده جایی یافتم

گرچه زلف او گره بسیار داشت

هر گره مشکل‌گشایی یافتم

با چنان مشکل‌گشایی حل نشد

آنچه من از دلربایی یافتم

چون به خون خویشتن بستم سجل

هر سرشکی را گوایی یافتم

چون سجل بندم به خون چون پیش ازین

از لب او خون بهایی یافتم

عقل از زلفش ز بس کاندیشه کرد

حاصلش تاریکنایی یافتم

با دهانش تا دوچاری خورد دل

دایمش در تنگنایی یافتم

در هوای او دل عطار را

ذره کردم چون هبایی یافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۰دریاب که رخت برنهادم
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۱بر درد تو دل از آن نهادم
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۲ای عشق تو پیشوای دردم
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۳منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۴تا روی تو قبلهٔ نظر کردم
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۵هر شبی عشقت جگر می‌سوزدم
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۶گم شدم در خود نمی‌دانم کجا پیدا شدم
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۷در سفر عشق چنان گم شدم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.