پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۱

بر درد تو دل از آن نهادم

کان درد برای جان نهادم

از مال جهانم نیم جان بود

با درد تو در میان نهادم

از در سرشک و گوهر اشک

بس گنج که رایگان نهادم

هر روز هزار بار خود را

در بوتهٔ امتحان نهادم

از بوته چو پا برون گرفتم

مهر غم تو بر آن نهادم

آن سر که ببند کس نیاید

از دست تو در جهان نهادم

شوریده به شهر در فتادم

بنیاد جنون چنان نهادم

کز یک دم خویش هفت دوزخ

در جنب نه آسمان نهادم

بس شب که در اشتیاق رویت

سر بر سر آستان نهادم

بس روز که دل کباب کردم

در پیش سگانت خوان نهادم

سودای تو سر چو بر نمی‌تافت

با مغز در استخوان نهادم

چه سود که بی تو بر من آمد

هر تیر که در کمان نهادم

صد ساله ذخیرهٔ ملامت

زان غمزهٔ دلستان نهادم

صد لقمهٔ زهر در دهانم

زان لعل شکرفشان نهادم

هر فکر که از لب تو کردم

بندی است که بر دهان نهادم

عطار به جان رسیده را مهر

از مهر تو بر زبان نهادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۳منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۴تا روی تو قبلهٔ نظر کردم
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۵هر شبی عشقت جگر می‌سوزدم
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۶گم شدم در خود نمی‌دانم کجا پیدا شدم
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۷در سفر عشق چنان گم شدم
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۸ای عشق بی نشان ز تو من بی نشان شدم
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۹تا ز سر عشق سرگردان شدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۰تا جمال تو بدیدم مست و مدهوش آمدم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.