پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۸

ای عشق بی نشان ز تو من بی نشان شدم

خون دلم بخوردی و در خورد جان شدم

چون کرم‌پیله، عشق تنیدم به خویش بر

چون پرده راست گشت من اندر میان شدم

دیگر که داندم چو من از خود برآمدم

دیگر که بیندم چو من از خود نهان شدم

چون در دل آمدم آنچه زبان لال گشت از آن

در خامشی و صبر چنین بی زبان شدم

مرده چگونه بر سر دریا فتد ز قعر

من در میان آتش عشقت چنان شدم

مرغی بدم ز عالم غیبی برآمده

عمری به سر بگشتم و با آشیان شدم

چون بر نتافت هر دو جهان بار جان من

بیرون ز هر دو در حرم جاودان شدم

عطار چند گویی ازین گفت توبه کن

نه توبه چون کنم که کنون کامران شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۰تا جمال تو بدیدم مست و مدهوش آمدم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۱دوش از وثاق دلبری سرمست بیرون آمدم
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۲رفتم به زیر پرده و بیرون نیامدم
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۳تو می‌دانی که در کار تو چون مضطر فرو ماندم
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۴تا بر رخ تو نظر فکندم
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۵تا عشق تو را به جان ربودم
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۶تا عشق تو سوخت همچو عودم
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۷سواد خط تو چون نافع نظر دیدم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.