پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۴

تا بر رخ تو نظر فکندم

بنیاد وجود برفکندم

مرغی بودم به دست سلطان

از دست تو بال و پر فکندم

هرچیز که داشتم تر و خشک

از اشک به آب در فکندم

دل سوخته بر بلا نهادم

جان شیفته برخطر فکندم

تا خاک در تو تاج کردم

بر خاک تو تاج در فکندم

تا ناوک غمزهٔ تو دیدم

از ناوک تو سپر فکندم

خود را چو قلم ز عشق خطت

هر روز هزار سر فکندم

تا من سخن رخ تو گفتم

بس تاب که در قمر فکندم

تا من صفت لب تو کردم

بس سوز که در شکر فکندم

بی خوشهٔ زلفت آتشی صعب

در خرمن خشک و تر فکندم

از حلقهٔ آسمان قمر را

بی چهرهٔ تو به در فکندم

همتای تو در جهان ندیدم

چندان که همی نظر فکندم

با چهره و با سرشک عطار

عمری است که سیم و زر فکندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۶تا عشق تو سوخت همچو عودم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۷سواد خط تو چون نافع نظر دیدم
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۸عشق بالای کفر و دین دیدم
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۹دریغا کانچه جستم آن ندیدم
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۰تا چشم باز کردم نور رخ تو دیدم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۱آن در که بسته باید تا چند باز دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۲من با تو هزار کار دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۳ازین کاری که من دارم نه جان دارم نه تن دارم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.