پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۲

من با تو هزار کار دارم

جانی ز تو بی قرار دارم

شب‌های وصال می‌شمردم

تا حاصل روزگار دارم

گفتی که فراق نیز بشمر

چون با گل تازه خار دارم

گر در سر این شود مرا جان

هرگز به رخت چه کار دارم

تا جان دارم من نکوکار

جز عشق رخت چه کار دارم

گفتی مگریز از غم من

چون غمزهٔ غمگسار دارم

چون بگریزم ز یک غم تو

چون غم ز تو من هزار دارم

گفتی که بیا و دل به من ده

تا دل ز تو یادگار دارم

ای یار گزیده، دل که باشد

جان نیز برای یار دارم

گفتی سر خویش گیر و رفتی

کز دوستی تو عار دارم

سر بی تو مرا کجا به کاراست

سر بی تو برای دار دارم

گفتی که کمند زلف من گیر

یعنی که سر شکار دارم

چون رفت ز دست کار عطار

چون زلف تو استوار دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۴تا عشق تو در میان جان دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۵مسلمانان من آن گبرم که دین را خوار می‌دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۶جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۷دل رفت وز جان خبر ندارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۸فریاد کز غم تو فریادرس ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۹سر مویی سر عالم ندارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۰بی تو زمانی سر زمانه ندارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۱چه سازم که سوی تو راهی ندارم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.