پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۹

سر مویی سر عالم ندارم

چه عالم چون سر خود هم ندارم

چنان گم گشته‌ام از خویش رفته

که گویی عمر جز یک دم ندارم

ندارم دل بسی جستم دلم باز

وگر دارم درین عالم ندارم

چو دل را می‌نیابم ذره‌ای باز

چرا خود را بسی ماتم ندارم

بحمدالله که از بود و نبودم

اگر شادی ندارم غم ندارم

چه می‌گویم که مجروحم چنان سخت

که در هر دو جهان مرهم ندارم

جهانی راز دارم مانده در دل

که را گویم چو یک محرم ندارم

حریفی می‌کنم با هفت دریا

ولیکن زور یک شبنم ندارم

بسی گوهر دهد دریام هر دم

ولی چون ناقصم محکم ندارم

اگر یک گوهر آید قسم عطار

به قدر از هر دو کونش کم ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۱چه سازم که سوی تو راهی ندارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۲اگر عشقت به جای جان ندارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۳تا نرگست به دشنه چون شمع کشت زارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۴نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۵اگر برشمارم غم بیشمارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۶بی تو نیست آرامم کز جهان تو را دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۷پشتا پشت است با تو کارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۸چون من ز همه عالم ترسا بچه‌ای دارم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.