پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۴

تا عشق تو در میان جان دارم

جان پیش در تو بر میان دارم

اشکم چو به صد زبان سخن گوید

راز دل خویش چون نهان دارم

در عشق تو بس سبکدل افتادم

کز بادهٔ عشق سر گران دارم

گفتم چو به تو نمی‌رسم باری

نامت همه روز بر زبان دارم

چون کرد فراق تو زبان بندم

چه روز و چه روزگار آن دارم

چون کار نمی‌کند فغان بی تو

از دست غم تو چون فغان دارم

در خاطر هیچکس نمی‌آید

شوری که از آن شکرستان دارم

گفتم شکریم ده به جان تو

کاخر من دلشکسته جان دارم

گفتی که تو را شکر زیان دارد

گو دار که من بسی زیان دارم

تا چند رخت به آستین پوشی

تا کی ز تو سر بر آستان دارم

گفتی که جهان به کام عطار است

من بی تو کجا سر جهان دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۶جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۷دل رفت وز جان خبر ندارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۸فریاد کز غم تو فریادرس ندارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۹سر مویی سر عالم ندارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۰بی تو زمانی سر زمانه ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۱چه سازم که سوی تو راهی ندارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۲اگر عشقت به جای جان ندارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۳تا نرگست به دشنه چون شمع کشت زارم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.