پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۷

دل رفت وز جان خبر ندارم

این بود سخن دگر ندارم

گرچه شده‌ام چو موی بی او

یک موی ازو خبر ندارم

همچون گویم که در ره او

دارم سر او و سر ندارم

هم بی خبرم ز کار هر دم

هم یک دم کارگر ندارم

راه است بدو ز ذره ذره

من دیدهٔ راهبر ندارم

خورشید همه جهان گرفته است

من سوخته دل نظر ندارم

چندان که روم به نیستی در

از هستی او گذر ندارم

فریاد که زیر پرده مردم

افسوس که پرده در ندارم

گرچه همه چیزها بدیدم

جز نام ز نامور ندارم

زان چیز که اصل چیزها اوست

مویی خبر و اثر ندارم

دردا که شدم به خاک و در دست

جز باد ز خشک و تر ندارم

فی‌الجمله نصیبه‌ای که بایست

گر دارم ازو وگر ندارم

افسانهٔ عشق او شدم من

وافسانه جزین ز بر ندارم

با این همه ناامیدی عشق

دل از غم عشق بر ندارم

سیمرغ جهانم و چو عطار

یک مرغ به زیر پر ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۹سر مویی سر عالم ندارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۰بی تو زمانی سر زمانه ندارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۱چه سازم که سوی تو راهی ندارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۲اگر عشقت به جای جان ندارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۳تا نرگست به دشنه چون شمع کشت زارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۴نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۵اگر برشمارم غم بیشمارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۶بی تو نیست آرامم کز جهان تو را دارم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.