پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۳

تو می‌دانی که در کار تو چون مضطر فرو ماندم

به خاک و خون فرو رفتم ز خواب و خور فرو ماندم

ز حیرانی عشق تو خلاصم کی بود هرگز

که از عشقت به نو هر روز حیران تر فرو ماندم

عجایب نامهٔ عشقت به پایان چون برم آخر

که اندر اولین حرفی به سر دفتر فرو ماندم

چو دست من به یک بازی فرو بستی چه بازم من

مکن داویم ده آخر که در ششدر فرو ماندم

همه شب بی تو چون شمعی میان آتش و آبم

نگه کن در من مسکین که بس مضطر فرو ماندم

چگونه چشمهٔ حیوان درین وادی به دست آرم

که اندر قعر تاریکی چو اسکندر فرو ماندم

از آن شد کشتیم غرقاب و من با پاره‌ای تخته

که در گرداب این دریای موج‌آور فرو ماندم

چو از شوق گهر رفتم بدین دریا و گم گشتم

هم از خشکی هم از دریا هم از گوهر فرو ماندم

ز بس کاندر خم چوگان محنت گوی گشتم من

چو گویی اندرین میدان ز پای و سر فرو ماندم

ندانم تا تو ای عطار گنج عشق کی یابی

که از سودای گنج ایدر به رنج اندر فرو ماندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۵تا عشق تو را به جان ربودم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۶تا عشق تو سوخت همچو عودم
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۷سواد خط تو چون نافع نظر دیدم
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۸عشق بالای کفر و دین دیدم
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۹دریغا کانچه جستم آن ندیدم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۰تا چشم باز کردم نور رخ تو دیدم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۱آن در که بسته باید تا چند باز دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۲من با تو هزار کار دارم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.