پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۹

تا ز سر عشق سرگردان شدم

غرقهٔ دریای بی پایان شدم

چون دلم در آتش عشق اوفتاد

مبتلای درد بی درمان شدم

چون سر و کار مرا سامان نماند

من ز حیرت بی سر و سامان شدم

عاشق صاحب جمالی شد دلم

کز کمال حسن او حیران شدم

تا بدیدم آفتاب روی او

بر مثال ذره سرگردان شدم

چون نبودم مرد وصلش لاجرم

مدتی غمخوارهٔ هجران شدم

مدتی رنجی کشیدم در جهان

جان و دل درباختم سلطان شدم

همچو مرغی نیم بسمل در فراق

پر زدم بسیار تا بی جان شدم

چون به جان فانی شدم در راه او

در فتا شایستهٔ جانان شدم

چون بقای خود بدیدم در فنا

آنچه می‌جستم به کلی آن شدم

رستم از عار خود و با یار خود

بی خود اندر پیرهن پنهان شدم

تا که عطار این سخن آزاد گفت

بندهٔ او از میان جان شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۱دوش از وثاق دلبری سرمست بیرون آمدم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۲رفتم به زیر پرده و بیرون نیامدم
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۳تو می‌دانی که در کار تو چون مضطر فرو ماندم
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۴تا بر رخ تو نظر فکندم
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۵تا عشق تو را به جان ربودم
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۶تا عشق تو سوخت همچو عودم
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۷سواد خط تو چون نافع نظر دیدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۸عشق بالای کفر و دین دیدم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.