پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۱

مرا قلاش می‌خوانند، هستم

من از دردی کشان نیم مستم

نمی‌گویم ز مستی توبه کردم

هر آن توبه کزان کردم، شکستم

ملامت آن زمان بر خود گرفتم

که دل در مهر آن دلدار بستم

من آن روزی که نام عشق بردم

ز بند ننگ و نام خویش رستم

نمی‌گویم که فاسق نیستم من

هر آن چیزی که می‌گویند هستم

ز زهد و نیکنامی عار دارم

من آن عطار دردی‌خوار مستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۳عزم عشق دلستانی داشتم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۴دوش چشم خود ز خون دریای گوهر یافتم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۵آنچه من در عشق جانان یافتم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۶دوش، چون گردون کنار خویش پر خون یافتم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۷دوش درون صومعه، دیر مغانه یافتم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۸دوش دل را در بلایی یافتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۹یک غمت را هزار جان گفتم
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۰دریاب که رخت برنهادم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.