پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۸

درآمد دوش ترک نیم مستم

به ترکی برد دین و دل ز دستم

دلم برخاست دینم رفت از دست

کنون من بی دل و بی دین نشستم

چو آتش شیشه‌ای می پیشم آورد

به شیشه توبهٔ سنگین شکستم

چو یک دردی به حلق من فرو رفت

من از رد و قبول خلق رستم

ز مستی خرقه بر آتش نهادم

میان گبرکان زنار بستم

چو عزم زهد کردم، کفر دیدم

به صد مستی ز کفر و زهد جستم

پس از مستی عشقم گشت معلوم

که نفس من بت و من بت پرستم

چه می‌پرسی مرا کز عشق چونی

همی هستم چنان کز عشق هستم

چه دانم چون نه فانی‌ام نه باقی

چه گویم چون نه هشیارم نه مستم

چو در لاکون افتادم چو عطار

بلند کون بودم، کرد پستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۰دی در صف اوباش زمانی بنشستم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۱مرا قلاش می‌خوانند، هستم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۲از می عشق تو چنان مستم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۳عزم عشق دلستانی داشتم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۴دوش چشم خود ز خون دریای گوهر یافتم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۵آنچه من در عشق جانان یافتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۶دوش، چون گردون کنار خویش پر خون یافتم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۷دوش درون صومعه، دیر مغانه یافتم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.