پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷

تو بلندی عظیم و من پستم

چکنم تا به تو رسد دستم

تا که سر زیر پای تو ننهم

نرسم بر چنان که خود هستم

تا چنین هستیی حجابم بود

آن ز من بود رخت بربستم

چون ز هستی خویش نیست شدم

لاجرم یا نه نیست یا هستم

گرچه وصل تو نیست یک نفسم

اشتیاق تو هست پیوستم

خود تو دانی کز اشتیاق تو بود

در دو عالم به هرچه پیوستم

دوش عشقت درآمد از در دل

من ز غیرت ز پای ننشستم

گفت بنشین و جام و جم در ده

تا ز جام جمت کنی مستم

گفتمش جام جم به دستم بود

طفل بودم ز جهل بشکستم

گفت اگر جام جم شکست تورا

دیگری به از آنت بفرستم

سخت درمانده بودم و عاجز

چون شنیدم من این سخن رستم

آفتابی برآمد از جانم

من ز هر دو جهان برون جستم

از بلندی که جان من بر شد

عرش و کرسی به جمله شد پستم

چون شوم من ورای هر دو جهان

ماه و ماهی فتاد در شستم

عمر عطار شد هزاران قرن

چند گویی ز پنجه و شستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۹ساقیا توبه شکستم، جرعه‌ای می ده به دستم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۰دی در صف اوباش زمانی بنشستم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱مرا قلاش می‌خوانند، هستم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۲از می عشق تو چنان مستم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۳عزم عشق دلستانی داشتم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۴دوش چشم خود ز خون دریای گوهر یافتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۵آنچه من در عشق جانان یافتم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۶دوش، چون گردون کنار خویش پر خون یافتم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.