پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۵

عشق جانی داد و بستد والسلام

چند گویی آخر از خود والسلام

تو چنان انگار کاندر راه عشق

یک نفس بود این شد آمد والسلام

شیشه‌ای اندر دمید استاد کار

بعد از آنش بر زمین زد والسلام

گر تو اینجا ره بری با اصل کار

رو که نبود چون تو بخرد والسلام

ور بماند جان تو دربند خویش

جان تو نانی نیرزد والسلام

خلق را چون نیست بویی زین حدیث

از یکی درگیر تا صد والسلام

هر که را این ذوق نبود مرده‌ای است

گر همه نیک است و گر بد والسلام

عشق باید کز تو بستاند تورا

چون تورا از خویش بستد والسلام

عشق نبود آن که بنویسد قلم

وانچه برخوانی ز کاغذ والسلام

عشق دریایی است چون غرقت کند

آن زمان عشق از تو زیبد والسلام

ناخوشت می‌آید اما چون کنم

عشق نبود در خوش آمد والسلام

جان عطار از سپاه سر عشق

در دو عالم شد سپهبد والسلام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۷گشت جهان همچو نگار ای غلام
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۸خورد بر شب صبحدم شام ای غلام
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۹صبح بر افراخت علم ای غلام
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۰صبح برانداخت نقاب ای غلام
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۱عاشق لعل شکربار توام
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۲شیفتهٔ حلقهٔ گوش توام
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۳خط مکش در وفا کزآن توام
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۴فتنهٔ زلف دلربای توام
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.