پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۰

ای دل ز جفای یار مندیش

در نه قدم و ز کار مندیش

جویندهٔ در ز جان نترسد

گل می‌طلبی ز خار مندیش

با پنجهٔ شیر پنجه می‌زن

از کام و دهان مار مندیش

مردانه به کوی یار درشو

از خنجر هر عیار مندیش

گر نیل وصال یار باید

از گفتن ننگ و عار مندیش

چون با تو بود عنایت یار

گر خصم بود هزار مندیش

چون یافته‌ای جمال او را

از گشتن سنگسار مندیش

منصور تویی بزن اناالحق

تسلیم شو و ز دار مندیش

عطار تویی چو ماه و خورشید

در تاب زهر غبار مندیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۲هر که هست اندر پی بهبود خویش
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۳ای از همه بیش و از همه پیش
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۴هر روز که جلوه می‌کند رویش
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۵ز دست رفت مرا بی تو روزگار دریغ
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۶ای لب تو نگین خاتم عشق
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۷خاصگان محرم سلطان عشق
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۸هر که دایم نیست ناپروای عشق
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۹عقل کجا پی برد، شیوهٔ سودای عشق؟
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.