پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۷

ترسا بچهٔ شکر لبم دوش

صد حلقهٔ زلف در بناگوش

صد پیر قوی به حلقه می‌داشت

زان حلقهٔ زلف حلقه در گوش

آمد بر ِمن شراب در دست

گفتا که به یاد من کن این نوش

در پرده اگر حریف مایی

چون می‌نوشی خموش و مخروش

زیرا که دلی نگشت گویا

تا مرد زبان نکرد خاموش

دل چون بشنود این سخن زود

ناخورده شراب گشت مدهوش

چون بستدم آن شراب و خوردم

در سینهٔ من فتاد صد جوش

دادم همه نام و ننگ بر باد

کردم همه نیک و بد فراموش

از دست بشد مرا دل و جان

وز پای درآمدم تن و توش

یک قطره از آن شراب مشکل

آورد دو عالمم در آغوش

یک ذره سواد فقر در تافت

شد هر دو جهان از آن سیه‌پوش

جانم ز سر دو کون برخاست

در شیوهٔ فقر شد وفا کوش

هر که بخرد به جان و دل فقر

بر جان و دلش دو کون بفروش

ور دین تو نیست دین عطار

کفر آیدت این حدیث منیوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۹دلی کامد ز عشق دوست در جوش
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۰ای دل ز جفای یار مندیش
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۱دلا در سر عشق از سر میندیش
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۲هر که هست اندر پی بهبود خویش
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۳ای از همه بیش و از همه پیش
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۴هر روز که جلوه می‌کند رویش
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۵ز دست رفت مرا بی تو روزگار دریغ
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۶ای لب تو نگین خاتم عشق
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.