پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۶

آنکه سر دارد کلاهت نرسدش

وانکه پر آب است جاهت نرسدش

هر که پست بارگاه فقر نیست

در بلندی دستگاهت نرسدش

هر که در خود ماند چون گردون بسی

گر نگردد گرد راهت نرسدش

تا نباشد همچو یوسف خواجه‌ای

بندگی در قعر چاهت نرسدش

تا کسی دارد به یک ذره پناه

عرش اگر باشد پناهت نرسدش

عرش اگر کرسی نهد در زیر پای

دست بر زلف سیاهت نرسدش

گرچه سر در عرش ساید آفتاب

پرتو روی چو ماهت نرسدش

نیم ترک چرخ در سر گشت از آنک

بو که بر ترک کلاهت نرسدش

تا کسی نشکست کلی قلب نفس

لاف از خیل و سپاهت نرسدش

تا نسوزد جملهٔ شب شمع زار

یک نسیم صبحگاهت نرسدش

تا کسی بر سر نگردد چون فلک

طوف گرد بارگاهت نرسدش

تا کسی جان ندهد از درد خمار

می ز لعل عذر خواهت نرسدش

گر نشد عطار یکتا همچو موی

مشک از زلف دو تاهت نرسدش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۸عاشقی نه دل نه دین می‌بایدش
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۹چو دربسته است ، درجِ ناپدیدش
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۰بنمود رخ از پرده، دل گشت گرفتارش
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۱ای پیر مناجاتی رختت به قلندر کش
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۲درکش سر زلف دلستانش
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۳هر مرد که نیست امتحانش
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۴ای ز عشقت این دل دیوانه خوش
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۵می‌شد سر زلف در زمین کش
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.