پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۶

در عشق روی او ز حدوث و قدم مپرس

گر مرد عاشقی ز وجود و عدم مپرس

مردانه بگذر از ازل و از ابد تمام

کم گوی از ازل ز ابد نیز هم مپرس

زین چار رکن چون بگذشتی حرم ببین

وانگاه دیده برکن و نیز از حرم مپرس

آنجا که نیست هستی توحید، هیچ نیست

زانجای درگذر به دمی و ز دم مپرس

لوح و قلم به قطع دماغ و زبان توست

لوح و قلم بدان و ز لوح و قلم مپرس

کرسی است سینهٔ تو و عرش است دل درو

وین هر دو نیست جز رقمی وز رقم مپرس

چون تو بدین مقام رسیدی دگر مباش

گم گرد در فنا و دگر بیش و کم مپرس

یک ذره سایه باش تو اینجا در آفتاب

اینجا چو تو نه‌ای تو ز شادی و غم مپرس

هر چیز کان تو فهم کنی آن همه تویی

پس تا که تو تویی ز حدوث و قدم مپرس

عطار اگر رسیدی اینجایگاه تو

در لذت حقیقت خود از الم مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۸ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۹غیرت آمد بر دلم زد دور باش
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۰گر مرد رهی ز رهروان باش
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۱در عشق تو من توام تو من باش
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۲منم اندر قلندری شده فاش
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۳دستم نرسد به زلف چون شستش
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۴بیچاره دلم که نرگس مستش
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۵اگر دلم ببرد یار دلبری رسدش
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.