پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۴

چند جویی در جهان یاری ز کس

یک کست در هر دو عالم یار بس

تو چو طاوسی بدین ره در خرام

کاندرین ره کم نیایی از مگس

مرد باش و هر دو عالم ده طلاق

پای در نه زانکه داری دست رس

گر برآری یک نفس بی عشق او

از تو با حضرت بنالد آن نفس

هر نفس سرمایهٔ صد دولت است

تا کی اندر یک نفس چندین هوس

سرنگونساری تو از حرص توست

باز کش آخر عنان را باز پس

تا ز دانگی دوست تر داری دودانگ

نیستی تو این سخن را هیچ کس

گر گهر خواهی به دریا شو فرو

بر سر دریا چه گردی همچو خس

بر در او گر نداری حرمتی

چون توانی رفت راه پر عسس

چون تو ای عطار حرمت یافتی

بر سر افلاک تازانی فرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۶در عشق روی او ز حدوث و قدم مپرس
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۷دوش آمد و گفت از آن ما باش
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۸ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۹غیرت آمد بر دلم زد دور باش
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۰گر مرد رهی ز رهروان باش
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۱در عشق تو من توام تو من باش
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۲منم اندر قلندری شده فاش
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۳دستم نرسد به زلف چون شستش
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.