پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۳

عمر رفت و تو منی داری هنوز

راه بر ناایمنی داری هنوز

زخم کاید بر منی آید همه

تا تو می‌رنجی منی داری هنوز

صد منی می‌زاید از تو هر نفس

وی عجب آبستنی داری هنوز

پیر گشتی و بسی کردی سلوک

طبع رند گلخنی داری هنوز

همرهان رفتند و یاران گم شدند

همچنان تو ساکنی داری هنوز

روز و شب در پرده با چندین ملک

عادت اهریمنی داری هنوز

روی گردانیده‌ای از تیرگی

پشت سوی روشنی داری هنوز

دلبرت در دوستی کی ره دهد

چون دلی پر دشمنی داری هنوز

می‌زنی دم از پی معنی ولیک

تو کجا آن چاشنی داری هنوز

در گریبان کش سر و بنشین خموش

چون بسی تر دامنی داری هنوز

خویشتن را می‌کش و می‌کش بلا

زانکه نفس کشتنی داری هنوز

رهبری چون آید از تو ای فرید

چون تو عزم رهزنی داری هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۵آفتاب عاشقان روی تو بس
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۶در عشق روی او ز حدوث و قدم مپرس
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۷دوش آمد و گفت از آن ما باش
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۸ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۹غیرت آمد بر دلم زد دور باش
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۰گر مرد رهی ز رهروان باش
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۱در عشق تو من توام تو من باش
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۲منم اندر قلندری شده فاش
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.