پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۲

جان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوز

با من بساز و جانم ازین بیشتر مسوز

هر روز تا به شب چو ز عشق تو سوختم

هر شب چو شمع زار مرا تا سحر مسوز

مرغ توام به دست خودم دانه‌ای فرست

زین بیش در هوای خودم بال و پر مسوز

چون آرزوی وصل توام خشک و تر بسوخت

در آتش فراق، خودم خشک و تر مسوز

چون دل ببردی و جگر من بسوختی

با دل بساز و بیش ازینم جگر مسوز

یکبارگی چو می‌بنسوزی مرا تمام

هر روزم از فراق به نوعی دگر مسوز

جانم که زآرزوی لبت همچو شمع سوخت

چون عود بی‌مشاهدهٔ آن شکر مسوز

عطار را اگر نظری بر تو اوفتد

این نیست ور بود نظرش در بصر مسوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۴چند جویی در جهان یاری ز کس
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۵آفتاب عاشقان روی تو بس
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۶در عشق روی او ز حدوث و قدم مپرس
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۷دوش آمد و گفت از آن ما باش
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۸ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۹غیرت آمد بر دلم زد دور باش
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۰گر مرد رهی ز رهروان باش
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۱در عشق تو من توام تو من باش
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.