پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۵

عشق تو مرا ستد ز من باز

وافگند مرا ز جان و تن باز

تا خاص خودم گرفت کلی

می‌نگذارد مرا به من باز

بگرفت مرا چنان که مویی

نتوان آمد به خویشتن باز

آن جامه که از تو جان ما یافت

می نتوان کرد از شکن باز

روزی ز شکن کنند بازش

کز چهرهٔ ما شود کفن باز

کی در تو رسد کسی که جاوید

در راه تو ماند مرد و زن باز

چون در تو نمی‌توان رسیدن

نومید نمی‌توان شدن باز

درد تو رسیدهٔ تمام است

من بی تو دریده پیرهن باز

چون لاف وصال تو می‌زنم من

چون پرده کنم ازین سخن باز

چون می‌دانم که روز آخر

حسرت ماند ز من به تن باز

از قرب تو کان وطنگهم بود

دل مانده ز نفس راهزن باز

عطار از آن وطن فتاده است

او را برسان بدان وطن باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۷هر که زو داد یک نشانی باز
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۸هر که سر رشتهٔ تو یابد باز
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۹ای روی تو شمع پردهٔ راز
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۰ای شیوهٔ تو کرشمه و ناز
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۱ذره‌ای دوستی آن دمساز
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۲جان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوز
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۳عمر رفت و تو منی داری هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۴چند جویی در جهان یاری ز کس
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.