پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۹

ای روی تو شمع پردهٔ راز

در پردهٔ دل غم تو دمساز

بی مهر رخت برون نیاید

از باطن هیچ پرده آواز

از شوق تو می‌کند همه روز

خورشید درون پرده پرواز

هر جا که شگرف پرده بازی است

در پردهٔ زلف توست جان‌باز

در مجمع سرکشان عالم

چون زلف تو نیست یک سرافراز

خون دل من بریخت چشمت

پس گفت نهفته دار این راز

چون خونی بود غمزهٔ تو

شد سرخی غمزهٔ تو غماز

گفتی که چو زر عزیز مایی

زان همچو زرت نهیم در گاز

هرچه از تو رسد به جان پذیرم

این واسطه از میان بینداز

ما را به جنایتی که ما راست

خود زن به زنندگان مده باز

یک لحظه تو غمگسار ما باش

تا نوحهٔ تو کنیم آغاز

تا کی باشم من شکسته

در بادیهٔ تو در تک و تاز

گر وقت آمد به یک عنایت

این خانهٔ من ز شک بپرداز

بیش است به تو نیازمندیم

چندان که تو بیش می‌کنی ناز

عطار ز دیرگاه بی تو

بیچارهٔ توست، چاره‌ای ساز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۱ذره‌ای دوستی آن دمساز
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۲جان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوز
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۳عمر رفت و تو منی داری هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۴چند جویی در جهان یاری ز کس
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۵آفتاب عاشقان روی تو بس
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۶در عشق روی او ز حدوث و قدم مپرس
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۷دوش آمد و گفت از آن ما باش
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۸ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.