پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۴

گرفتم عشق روی تو ز سر باز

همی‌پرسم ز کوی تو خبر باز

چه گر عشق تو دریایی است آتش

فکندم خویشِتن را در خطر باز

دواسبه راه رندان برگرفتم

به کار خود درافتادم ز خر باز

فتادم در میان دُردنوشان

نهادم زهد و قرایی به در باز

میان جمع رندان خرابات

چو شمعی آمدم رفتم به سر باز

چنان از دردیت بی خویش گشتم

که گفتم نیست از جانم اثر باز

منم جانا و جانی در هوایت

ندارم هیچ جز جانی دگر باز

دلم زنجیر هستی بگسلاند

اگر بر دل کنی ناگاه در باز

همای همتم از غیرت تو

نیارد کرد از هم بال و پر باز

چه می‌گویم که جانها نیست گردد

اگر گیری ز جانها یک نظر باز

دل عطار از آهی که دانی

رهی دارد به سوی تو سحر باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۶ای دل ز دلبران جهانت گزیده باز
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۷هر که زو داد یک نشانی باز
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۸هر که سر رشتهٔ تو یابد باز
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۹ای روی تو شمع پردهٔ راز
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۰ای شیوهٔ تو کرشمه و ناز
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۱ذره‌ای دوستی آن دمساز
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۲جان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوز
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۳عمر رفت و تو منی داری هنوز
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.