پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۰

ای عشق تو کیمیای اسرار

سیمرغ هوای تو جگرخوار

سودای تو بحر آتشین موج

اندوه تو ابر تند خون‌بار

در پرتو آفتاب رویت

خورشید سپهر ذره کردار

یک موی ز زلف کافر تو

غارتگر صد هزار دین‌دار

چون زلف به ناز برفشانی

صد خرقه بدل شود به زنار

آنجا که سخن رود ز زلفت

چه کفر و چه دین چه تخت و چه دار

تا بنشستی به دلربایی

برخاست قیامتی به یکبار

آن شد که ز وصل تو زدم لاف

اکنون من و پشت دست و دیوار

در عشق تو کار خویش هر روز

از سر گیرم زهی سر و کار

دستی بر نه که دور از تو

چون باد ز دست رفت عطار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۲اشک ریز آمدم چو ابر بهار
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۳عشق آبم برد گو آبم ببر
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۴ای در درون جانم و جان از تو بی‌خبر
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۵ای تو را با هر دلی کاری دگر
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۶پیر ما می‌رفت هنگام سحر
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۷آتش عشق تو دلم، کرد کباب ای پسر
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۸نیست مرا به هیچ رو، بی تو قرار، ای پسر!
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۹جان به لب آوردم ای جان درنگر
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.