پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۷

هنگام صبوح آمد ای هم نفسان خیزید

یاران موافق را از خواب برانگیزید

یاران همه مشتاقند در آرزوی یک دم

می در فکن ای ساقی از مست نپرهیزید

جامی که تهی گردد از خون دلم پر کن

وانگه می صافی را با درد میامیزید

چون روح حقیقی را افتاد می اندر سر

این نفس بهیمی را از دار در آویزید

خاکی که نصیب آمد از جور فلک ما را

آن خاک به چنگ آرید بر فرق فلک ریزید

یاران قدیم ما در موسم گل رفتند

خون جگر خود را از دیده فرو ریزید

عطار گریزان است از صحبت نا اهلان

گر عین عیان خواهید از خلق بپرهیزید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۹درد کو تا دردوا خواهم رسید
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۰عقل را در رهت قدم برسید
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۱دوش آمد و ز مسجدم اندر کران کشید
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۲دلم دردی که دارد با که گوید
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۳الا ای زاهدان دین دلی بیدار بنمایید
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۴قدم درنه اگر مردی درین کار
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۵میی درده که در ده نیست هشیار
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۶اگر خورشید خواهی سایه بگذار
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.