پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۹

دلبرم رخ‌گشاده می‌آید

تاب در زلف داده می‌آید

در دل سنگ لعل می‌بندد

کو چنین لب‌گشاده می‌آید

شهسوار سپهر از پی او

می‌رود کو پیاده می‌آید

زلف بر هم فکنده می‌گذرد

خلق بر هم فتاده می‌آید

ای عجب چشم اوست مست و خراب

وز لبش بوی باده می‌آید

پیش سرسبزی خطش چو قلم

عقل کل بر چکاده می‌آید

ماه سر درفکنده می‌گذرد

چرخ بر سر ستاده می‌آید

آفتابی که سرکش است چو تیغ

بر خطش سر نهاده می‌آید

در صفاتش ز بحر جان فرید

گهر پاک‌زاده می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۱آن ماه برای کس نمی‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۲آن روی به جز قمر که آراید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۳تشنه را از سراب چگشاید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۴دو جهان بی‌توام نمی‌باید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۵گر رخ او ذره‌ای جمال نماید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۶رخت را ماه نایب می‌نماید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۷نه یار هرکسی را رخسار می‌نماید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۸سر زلف تو پر خون می‌نماید
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.