پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۲

آن روی به جز قمر که آراید

وان لعل به جز شکر که فرساید

بس جان که ز پرده در جهان افتد

چون روی ز زیر پرده بنماید

در زیبایی و عالم افروزی

رویی دارد چنان که می‌باید

خورشید چو روی او همی بیند

می‌گردد و پشت دست می‌خاید

امروز قیامتی است از خطش

خطی که هزار فتنه می‌زاید

گویی ز بنفشه گلستانش را

مشاطهٔ حسن می‌بیاراید

آورد خطی و دل ببرد از من

جان منتظر است تا چه فرماید

زین بیع و شری که خط او دارد

جز خون جگر مرا چه بگشاید

الحق ز معاملان خط او

دیری است که بوی مشک می‌آید

زین گونه که خط او درآبم زد

شک نیست که دوستی بیفزاید

عطار اگر چنین کند سودا

چه سود چو جان او نیاساید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۴دو جهان بی‌توام نمی‌باید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۵گر رخ او ذره‌ای جمال نماید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۶رخت را ماه نایب می‌نماید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۷نه یار هرکسی را رخسار می‌نماید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۸سر زلف تو پر خون می‌نماید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۹رخ ز زیر نقاب بنماید
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۰کسی کو هرچه دید از چشم جان دید
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۱قطره گم گردان چو دریا شد پدید
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.