پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۱

آن ماه برای کس نمی‌آید

کو با غم خویش بس نمی‌آید

در آینه روی خویش می‌بیند

در دام هوای کس نمی‌آید

گر تو به هوس جمال او خواهی

او در طلب و هوس نمی‌آید

جانا ره عشق چون تو معشوقی

در زیر تک فرس نمی‌آید

در وادی بی‌نهایت عشقش

سیمرغ به یک مگس نمی‌آید

هرگز نشوی تو هم نفس کس را

کانجا که تویی نفس نمی‌آید

خورشید بلند را چه کم بیشی

کش سایه ز پیش و پس نمی‌آید

چون در قعر است در وصل تو

جز بر سر آب خس نمی‌آید

در پای فراق تو شوم پامال

چون وصل تو دسترس نمی‌آید

عطار که چینهٔ تو می‌چیند

مرغی است که در قفس نمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۳تشنه را از سراب چگشاید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۴دو جهان بی‌توام نمی‌باید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۵گر رخ او ذره‌ای جمال نماید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۶رخت را ماه نایب می‌نماید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۷نه یار هرکسی را رخسار می‌نماید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۸سر زلف تو پر خون می‌نماید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۹رخ ز زیر نقاب بنماید
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۰کسی کو هرچه دید از چشم جان دید
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.