پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۳

سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید

صفت بر چو سیمت به سمن دریغم آید

من تشنه زان نخواهم ز لب خوشت شرابی

که حلاوت لب تو به دهن دریغم آید

مرساد هیچ آفت به تن و به جانت هرگز

که به جان فسوس باشد که به تن دریغم آید

تن کشتگان خود را به میان خون رها کن

که چنان تنی درین ره به کفن دریغم آید

ز فرید می‌نیاید سخن لب تو گفتن

که لب شکر فشانت به سخن دریغم آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۵یک ذره نور رویت گر ز آسمان برآید
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۶چو از جیبش مه تابان برآید
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۷چو نقاب برگشائی مه آن جهان برآید
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۸گر نه از خاک درت باد صبا می‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۹دلبرم رخ‌گشاده می‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۰صبح از پرده به در می‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۱آن ماه برای کس نمی‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۲آن روی به جز قمر که آراید
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.