پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۰

هر که را ذوق دین پدید آید

شهد دنیاش کی لذیذ آید

چه کنی در زمانه‌ای که درو

پیر چون طفل نا رسید آید

آنچنان عقل را چه خواهی کرد

که نگونسار یک نبید آید

عقل بفروش و جمله حیرت خر

که تو را سود زین خرید آید

این نه آن عالمی است ای غافل

که درو هیچکس پدید آید

نشود باز این چنین قفلی

گر دو عالم پر از کلید آید

گر در آیند ذره ذره به بانگ

آن همه بانگ ناشنید آید

چه شود بیش و کم ازین دریا

خواجه گر پاک و گر پلید آید

هر که دنیا خرید ای عطار

خر بود کز پی خوید آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۲عشق تو به جان دریغم آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۳سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۴هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۵یک ذره نور رویت گر ز آسمان برآید
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۶چو از جیبش مه تابان برآید
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۷چو نقاب برگشائی مه آن جهان برآید
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۸گر نه از خاک درت باد صبا می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۹دلبرم رخ‌گشاده می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.