پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۹

یک شکر زان لب به صد جان می‌دهد

الحق ارزد زانکه ارزان می‌دهد

عاشق شوریده را جان است و بس

لعل او می‌بیند و جان می‌دهد

قوت جان آن را که خواهد در نهان

زان دو یاقوت درافشان می‌دهد

شیوه‌ای دارد عجب در دلبری

عشوه پیدا بوسه پنهان می‌دهد

عاشق گریان خود را می‌کشد

خونبها زان لعل خندان می‌دهد

چشم بد را چشم او بر خاک راه

می‌کشد چون باد و قربان می‌دهد

گر دو چشمش می‌کشد زان باک نیست

چون دو لعلش آب حیوان می‌دهد

عاشقان را هر پریشانی که هست

زان سر زلف پریشان می‌دهد

هر زمانی عالمی سرگشته را

سر سوی وادی هجران می‌دهد

می‌بباید شست دست از جان خویش

هین که وصلش دست آسان می‌دهد

از کمال نیکویی آن تندخوی

بر سپهر تند فرمان می‌دهد

جان ستاند هر که از وی داد خواست

داد مظلومان ازین سان می‌دهد

یک سخن گفته است با عطار تلخ

جان شیرین بی سخن زان می‌دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۱یا دست به زیر سنگم آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۲عشق تو به جان دریغم آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۳سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۴هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۵یک ذره نور رویت گر ز آسمان برآید
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۶چو از جیبش مه تابان برآید
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۷چو نقاب برگشائی مه آن جهان برآید
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۸گر نه از خاک درت باد صبا می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.