پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۸

زلف را چون به قصد تاب دهد

کفر را سر به مهر آب دهد

باز چون درکشد نقاب از روی

همه کفار را جواب دهد

چون درآید به جلوه ماه رخش

تاب در جان آفتاب دهد

تیر چشمش که کم خطا کرده است

مالش عاشقان صواب دهد

همه خامان بی حقیقت را

سر زلفش هزار تاب دهد

تشنگان را که خار هجر نهاد

لب گلرنگ او شراب دهد

غم او زان چنین قوی افتاد

که دلم دایمش کباب دهد

گاه شعرم بدو شکر ریزد

گاه چشمم بدو گلاب دهد

گر دلم می‌دهد غمش را جای

گنج را جایگه خراب دهد

دل به جان باز می‌نهد غم او

تا درین دردش انقلاب دهد

دل عطار چون ز دست بشد

چکند تن در اضطراب دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۰هر که را ذوق دین پدید آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۱یا دست به زیر سنگم آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۲عشق تو به جان دریغم آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۳سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۴هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۵یک ذره نور رویت گر ز آسمان برآید
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۶چو از جیبش مه تابان برآید
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۷چو نقاب برگشائی مه آن جهان برآید
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.