پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۷

برق عشق از آتش و از خون جهد

چون به جان و دل رسد بی‌چون جهد

دل، کسی دارد که در جانش ز عشق

هر زمانی برق دیگرگون جهد

کشتی‌ام بر آب دریا هست و من

منتظر تا باد دریا چون جهد

گر نباشد باد سخت از پیش و پس

بو که این کشتی‌م با هامون جهد

کشتی‌یی هرگز ازین دریای ژرف

هیچ کس را جست تا اکنون جهد‌‌؟

کی بود آخر که بادی در رسد؟

در خم آن طرهٔ میگون جهد

بوی زلف او به جان ما رسد

دل ز دست صد بلا بیرون جهد

خون عشقش هر شبی زآن می‌خورم

تا رگم در عشق روز‌افزون جهد

چون رگ عشق تو دارم خون بیار

تا در‌آشامم که از رگ خون جهد

گر کند عطار از زلفش رسن

از میان چنبر گردون جهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۹یک شکر زان لب به صد جان می‌دهد
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۰هر که را ذوق دین پدید آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۱یا دست به زیر سنگم آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۲عشق تو به جان دریغم آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۳سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۴هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۵یک ذره نور رویت گر ز آسمان برآید
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۶چو از جیبش مه تابان برآید
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.