پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۰

چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود

چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود

گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما

جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود

دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کرده‌ای

این چنین طراریت با من مسلم کی شود

عهد کردی تا من دل‌خسته را مرهم کنی

چون تو گویی یا کنی این عهد محکم کی شود

چون مرا د‌‌ل‌خستگی از آرزوی روی توست

این چنین د‌‌ل‌خستگی زایل به مرهم کی شود

غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم

تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود

خلوتی می‌بایدم با تو زهی کار کمال

ذره‌ای هم‌خلوت خورشید عالم کی شود

نیستی عطار مرد او که هر تر دامنی

گر به میدان لاشه تازد رخش رستم کی شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۲یک حاجتم ز وصل میسر نمی‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۳ای کوی توام مقصد و ای روی تو مقصود
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۴هرچه در هر دو جهان جانان نمود
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۵رُهبان دَیْر را سببِ عاشقی چه بود؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۶گر دلبرم به یک شکر از لب زبان دهد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۷برق عشق از آتش و از خون جهد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۸زلف را چون به قصد تاب دهد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۹یک شکر زان لب به صد جان می‌دهد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.